مروري كوتاه بر تاريخ تعليم و تربيت در ايران

مروري كوتاه بر تاريخ تعليم و تربيت در ايران

تاريخ تعليم و تربيت اساسي ترين ركن هر جامعه فرهنگ عمومي آن است ، كه بخش بزرگي از آن ، از چگونگي تعليم و تربيت افراد جامعه ، نشأت مي گيرد . به عبارت بهتر ، شيوه ي آموزش و پرورش افراد هر جامعه ، پايه ي اصلي و زيربناي واقعي ميزان برخورداري آن جامعه از مراتب بالاتر رفاه اجتماعي مي باشد .
براي دستيابي به نتيجه اي واقع گرايانه از اوضاع فعلي و كيفيت آموزش و پرورش ، در جامعه ي كنوني ايران ، ناگزير به مروري كوتاه و گذرا بر تاريخ تعليم و تربيت در ايران مي باشيم ، كه اين بحث مجمل ، تلاشي است در اين راه و گذري است بر انبوه اسناد و مدارك مندرج در كتابهاي تاريخي و سفرنامه ها و زندگي نامه ها و خاطراتي كه مردان علم و قلم از خود به يادگار نهاده اند . اسناد و مدارك معتبري كه بتوانند چگونگي تعليم و تربيت در ايران قبل از اسلام را به روشني معلوم نمايند ، بسيار اندك است و بيشتر بر احتمال و گمان ، استوار است . ماحصل آنچه كه قابل دسترس است اين است كه علي الظاهر ، در جامعه ي به شدت طبقاتي ايران قبل از اسلام ، تعليم و تربيت ، در انحصار پادشاهان و درباريان ارشد بوده و در مرتبه ي نازلتر اختصاص به موبدان زرتشتي و دسته اي اندك شمار « دبيران » داشته است . اما بعد از ورود دين اسلام به سرزمين پهناور ايران در 1400 سال قبل ، اوضاع به كلي دگرگون شده و به بركت دين روشنگر و پيشرو اسلام ، تعليم و تربيت و آموختن خواندن و نوشتن ، از انحصار اشراف و توانگران ، خارج شده و جنبه عام و عمومي پيدا كرد .
نخستين مكان هاي آموزشي ، مساجدي بودند كه با گسترش اسلام در ايران زمين ، در اكثر شهرهاي مهم آن روزگار ، مانند بخارا ، نيشابور ، بلخ ، مرو (خراسان بزرگ) داير شده و مدِرسان بزرگي در آنها ، به كار تعليم علوم زمانه ، مانند زبان عربي ، قرآن ، حديث ، فقه و اصول مي پرداختند .
از اواسط قرن چهارم هجري قمري به بعد ، كه ايرانيان نفوذ گسترده اي در اركان حكومت خلفاي عباسي ، به دست آورده بودند ، براي كسب دانش ها و علوم روزگار خود ، علاوه بر مساجد ، اقدام به تأسيس مدارس جداگانه اي براي آموزش علوم و فنون رايج زمانه نمودند كه مورخان و جهانگردان بسياري ، در آثار خود ، از آن مدارس در مناطقي مانند اصفهان ، طوس ، نيشابور و ديگر شهرهاي مهم ، نام برده اند . في المثل ،در اوايل قرن پنجم ، شخصي به نام (ابوالقاسم عمرو) چهار مدرسه براي چهار طايفه ي بزرگ اسلامي يعني شيعه و كرامي و حنفي و شافعي در نيشابور ساخت ، و البته توسط سلطان محمود غزنوي به جرم اين كار تا پاي چوبه ي دار هم رفت ، اما عمرش به دنيا باقي بود .
در زمان استقرار سلجوقيان (قرن 5 هجري قمري) و به همت وزير مقتدر ايراني ، خواجه نظم الملك مدرسه هايي بنام «نظاميه» در سراسر بلاد اسلامي ايران ، ايجاد گرديد كه نخستين و مهمترين آن ، به سال 459 هجري قمري ، در بغداد آغاز به كار نمود ، و سپس تعداد آنها رو به فزوني گرفت ، به گونه اي كه ابن جبير اندلسي در سفرنامه ي خود مي نويسد : بغداد بيش از 30 مدرسه دارد ، با اموال وقفي فراوان كه از محل درآمد آنها ، دستمزد و ماهانه ي مدرسان و جيره طلبه ها و دانشجويان را مي پردازند . ابن بطوطه ، سياّح معروف هم كه در سال 727 هجري قمري نظاميه ي بغداد را ديده ، از بزرگي و اهميت آن در سفرنامه خود ياد كرده است . مشابه اين مدارس (نظاميه ها) در هرات ، اصفهان ، آمل ، نيشابور ، مرو (خرايان بزرگ) و ساير بلاد نيز داير گرديد ، گويا سعدي شيرازي هم از دانش آموختگان نظاميه بوده باشد كه در شعري چنين سروده :
مرا در نظاميه ، اَدرار بود شب و روز ، تلقين و تكرار بود
( اَدرار ، بمعني وظيفه و مقرري ماهانه دانشجويان نظاميه بوده است .)
همزمان با اين تحولات ، در اكثر قريب به اتفاق ، شهرهاي ايران ، مكان هايي بنام مكتب خانه نيز داير گرديد . كه به كلي جداي از مساجد و مدارس رسمي (نظاميه ها) بوده و كودكان با استعداد و همه ي اقشار و جامعه ، مي توانستند از 5-6 سالگي راهي مكتب خانه شده و خواندن و نوشتن و علوم زمانه ي خود را فرا بگيرند . حقوق معلم يا ملاي مكتب خانه از عوايد املاك اوقافي خَيِران ، تأمين و پرداخت مي گرديد و آنگونه كه در تواريخ نوشته اند حتي فرزندان مستمندان و نيز يتيمان ، از دادن شهريه ي مقرر معاف مي بوده اند . در نوشته اي از عبدالملك ابن قريب بصري ، معروف به بوسعيد ، راوي بزرگ قرن هاي دوم و سوم هجري قمري ، شرايط معلم و شاگرد ، چنين آمده است :
معلم بايد : عاقل ، صبور ، اهل مدارا و بخشنده باشد ، تا شاگرد را چيزي بياموزاند .
شاگرد بايد : عاقل ، حريص به علم بوده و حافظه ي خوب و وقت كافي براي آموختن داشته باشد .
گويا شهريه اي كه بچه ها يا والدينشان بايد مي پرداخته اند تا فرزندشان را به مكتب خانه بفرستند ، فقط «يك دٍرُم» بوده است ، زيرا ناصرخسرو قبادياني (متوفاي481 هجري قمري) در شعري چنين سروده است :
از غم مزد سر ماه ، كه آن يك دٍرُم است كودك خويش ، به استاد دبستان ندهي ؟!
كتاب هم كه وسيله ي اصلي تعليم و تربيت است ، تاريخ خاص خود را دارد و مطلبي است خارج از هدف اين متعال . اما ماجراي مختصرآن ، چنين است كه تا قبل از چيني اختراع و ساخت كاغذ توسط شخصي چيني بنام (تساي لون) از ساقه و برگ گياهي بنام پاپيروس و پوست دباغي شده گاو و گوسفند بنام پارشمن و نيز انواع الواح گٍلي ، سنگي و حتي استخواني براي نوشتن استفاده ميشده است ، كاغذ اختراع شده توسط چيني ها ، اول بار به سمرقند كه نزديك و هم مرز با چين بوده است ، ميرسد و مسلمانان هم كه در قرن اول هجري قمري (سال 87) سمرقند را فتح نمودند ، با كاغذ آشنا شدند و يكباره در سرتاسر امپراطوري عظيم و نوپاي اسلامي ، ساختن كاغذ رواج يافت و رونق حيرت آور فرهنگ و تمدن درخشان اسلامي- ايراني در قرن هاي سوم الي هشتم هجري قمري ، بدون ترديد مديون و مرهون اين كالاي شريف فرهنگي بوده است .
در هر صورت ، مروري بر تاريخ پر فراز و نشيب ايران ،‌ اين واقعيت انكار ناپذير را هر چه بيشتر محرز ميدارد كه مدرسه و درس خواندن و يادگيري و آموزش ، همواره در اين سرزمين رو به توسعه و تكامل بوده و تاريخي پر ماجرا را از سر گذرانيده است ، و با وجود حوادث هولناك قرن هاي تاريك و خونبار هفتم تا اواسط نهم هجري قمري (يورش مغولان و تيموريان) اما تعليم و تربيت در ايران ، همچنان استمرار داشته است كه ذكر جزييات آن اگرچه بسيار خواندني و عبرت آموز است ، لكن در حوصله ي اين متعال و مجال اندك نمي گنجد .
اساس و شكل مدارس و مكتب خانه هاي مورد بحث ، كه با استقرار نخستين دولت مستقل ملي در ايران ، يعني دولت صفوي ، رشد و توسعه ي فراواني هم پيدا كرد .
كماكان بر همان نحوه ي سنتي ، اما رو به رشد خود ، ادامه يافت تا اواخر عهد قاجاريه كه به دنبال خيزش عظيم مشروطه اساس و بنيان آن به كلي دگرگون شد و همراه با ساير تحولات عميق و بنيادين جامعه وضع تعليم و تربيت نيز ، متناسب با اوضاع جامعه ي نوين ايراني ، تجديد سازمان يافته و با نيازهاي روز هماهنگ گرديد .

 

تاریخ تعلیم و تربیت در ایران

 

عناوين عمده ي دروسي كه در مدارس مورد بحث تا اواخر دوره قاجاريه ، تدريس مي گرديده ، عبارت بوده اند از :
1. صرف و نحوه و معاني و بيان و لغت كه همه در زمينه ي زبان حاكم ، يعني عربي بوده است .
2. منطق و كلام شامل بحث هاي بين مذاهب 4 گانه در علوم نقلي و عقلي و اندكي فلسفه ي مأخوذه از يونان .
3. فقه و اصول و تفسير و درايه كه شامل احكام شرعي ، اصول اعتقادي ، تفسير قرآن مجيد و نيز شرح حال راويان حديث بوده و علم انساب نيز خوانده مي شده است .
4. رياضيات شامل تحرير اقليدس خواجه نصير الدين طوسي ، خلاصه الحساب شيخ بهايي ، هيأت مجسطي و تفهيم تأليف ملاعلي قوچشي، ابوريحان بيروني و خواجه نصير.
5. حكمت كه شامل كتاب شفاهي ابن سينا ، شرح منظومه سبزواري و اشارات خواجه نصير طوسي است . دوران چند هزار ساله ي سنتي روش تعليم و تربيت ، در اواخر دوره قاجاريان به دلايل عمده اي كه ذيلاً خواهد آمد ، دچار تحول و دگرگوني بزرگي شد ، عواملي مانند :
1. ارتباط با خارج به ويژه اروپاي آن روزگار ، كه از طريق سفرهاي ناصرالدين شاه و ساير درباريان و توانگران ، رو به توسعه و تكرار نهاد . و رهاورد اين سفرها آشنايي با فرهنگ ، تمدن ، علوم و فنون در حال پيشرفت اروپاييان بود و پاره اي از مظاهر آن توسط شاه و ديگران به ايران انتقال داده شد ، مانند تلگراف و …
2. روزنامه ها و جرايد كثير الانتشاري مانند روزنامه ي باختر ، چاپ استانبول . عروه الوثقي سيد جمال اسدآبادي به زبان عربي چاپ پاريس . قانون ميرزا ملكم خان چاپ لندن . حبل المتين ، ثريا و پرورش چاپ مصر و همچنين روزنامه هاي چاپ داخل كشور مانند : روزنامه علميه دولت علّيه ايران ، ملتي ، اطلاع ، نظامي ، تربيت و … كه طي سال هاي 1280 تا 1320 هجري قمري ، چاپ و نشر مي گرديدند .
3. تأسيس مدارس خارجيان در ايران : در سالهاي 1252 و 1254 نخستين مدارس پسرانه و دخترانه آمريكايي در شهر اروميه افتتاح شد و سپس در سالهاي 1272 تا 1300 مدارس مشابهي توسط خارجي ها در تهران ، تبريز ، اروميه ، سلماس ، اصفهان و رشت و همدان داير گرديد .
4. افتتاح دارالفنون در سال 1268 هجري قمري به پايمردي و همت ميرزا تقي خان امير كبير كه بايد آن را اولين دانشگاه جديد ايراني دانست . گر چه متأسفانه افتتاح آن درست 2 هفته قبل از مرگ آن بزرگ مرد ايراني بود كه در زمان افتتاح دارالفنون باني آن در كاشان بحال تبعيد و اسارت بسر مي برد و سرانجام ، طعمه ي جهل و طمع نابخردان روزگار گرديد .
5. اعزام دانشجو به فرانسه : 7 سال پس از افتتاح دارالفنون (يعني در سال 1276 هجري قمري) تعداد 42 نفر از بهترين فارغ التحصيلان آن مؤسسه براي تكميل تحصيلات به فرانسه اعزام شدند .
6. تأسيس وزارت علوم در سال 1272 هجري قمري كه علي قلي ميرزا اعتضاد السلطنه از دانش پژوهان نامدار آن روزگار به مدت 22 سال وزير آن بود و گامهاي بلندي در راه ارتباط با اروپا و كسب علوم و فنون و صنايع و تمدن جديد برداشت .

7. تغيير در برنامه ي درسي مدارس : در سال 1290 هجري قمري ميرزا حسن خان سپهسالار ، مدرسه مشيريه را براي تدريس زبان هاي خارجه در تهران تأسيس كرد و سپس در شهرهاي ديگر مدارسي با شيوه هاي نوين و موارد درسي جديد ، داير گرديد مانند مدارس رشديه در تبريز و …
8. قانون تعليمات اجباري كه 4 سال پس از استقرار مشروطه يعني در سال 1329 هجري قمري تصويب گرديد و آموزش و پرورش را همگاني و فراگير نمود ، با تأسيس وزارتخانه اي مستقل بنام وزارت معارف و صنايع مستظرفه كه بعدها به وزارت فرهنگ و در نهايت به وزارت آموزش و پرورش فعلي ، تغيير نام يافت . سير تحول و به روز شدن نحوه ي آموزش و پرورش در ايران ، شتابي قابل اعتنا به خود گرفت . در دوران پهلوي هاي اول و دوم ، با توجه به تحولات بزرگ منطقه و انقلابهاي مهمي كه در روسيه تزاري و امپراطوري عظيم عثماني (تركيه ي نوين) رخ داد و نيز پيامدهاي 2 جنگ بزرگ جهاني اول (1918-1914 م) و دوم (1945-1939 م) سير مدرنيزاسيون آموزش و پرورش ايران ، با افت و خيزهاي بسيار و آزمون و خطاهاي بزرگ مواجه بوده است كه بررسي پژوهشگرانه اين چرخه عظيم ، مبحثي ديگر و فراتر از اين مقاله ي تاريخي است . اما نكته اي كه از ذكر آن نمي توان گذشت اين است كه با وجود رشد كمِي واحدهاي آموزشي در چندين دهه ي اخير ، از نظر كيفي بنظر مي رسد كه تحول اساسي و بنياديني در آموزش و پرورش ما ، آنگونه كه شايسته و بايسته ي اين روزگار است تحقق نيافته است و چندين برنامه ي اقتباس شده از كشورهاي غربي و اجراي آنها در ايران ، بنابر شواهد موجود ، راه به جايي نبرده است و هم اينك گر چه تعداد «فارغ التحصيلان» بسيار زياد است ، اما نوع تخصص هاي برون ده نظام آموزشي فعلي ما از ابتدايي تا عالي ، به هيچ عنوان متناسب با نيازهاي واقعي علمي و فن آوري نوين جامعه اي در حال گذار از ساحت مدرنيته به پست مدرنيسم نمي باشد ، و بنظر مي رسد راه برون رفت از اين وضع ، استقرار نظام ها و شيوه هاي نوين آموزشي است كه با استفاده از فضاي مجازي دهكده ي جهاني آقاي مكلوهان ميرود تا آن دهكده ي تخيلي را به واقعيتي جهاني شده تبديل نمايد ، و ما نيز ناگزير به پيروي از اين واقعيت انكار ناپذير خواهيم بود .

 

منابع عمده :
تاريخ فرهنگ ايران – تأليف دكتر صديق
تاريخ تعليم و تربيت در ايران و اروپا
ديوان سعدي شيرازي – بوستان
كليات آثار ناصرخسرو قبادياني
سفرنامه ابن بطوطه

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پانزده − 2 =